خرید بک لینک
بلند شد که آبی به دست و صورتش بزند ؛ آنقدر که نفس داشته باشد تا سر خیابان برود . چیزی تا غروب نمانده بود . با همان طمئنینه ی همیشگی آماده می شد که نان آوری کند . همان سنگک گرم همیشگی سفره ی افطار . خیس عرق به خانه آمد . چیزی تا اذان نمانده بود . هنوز لبخندی که صبح زود روی صورتش بود را نگه داشته بود . حتی بعد از آن همه کار ، بعد از آن همه گرما ، بعد از آن همه مصیبت همیشگی اش . وسط سفره را خالی کرد که نان تا نخورده را جا دهد میان تدارکات پر رنگ و لعاب خانم خانه . بالا سر نان همیشه برای او بود . میگفت برشته است ؛ ولی سوخته بود . تلخ بود و با دندان سر دعو

برچسب: نان سنگک,نان سنگک لس آنجلس,نان سنگک خانگی,نان سنگک کالری,نان سنگک در خانه,نان سنگک در لندن,نان سنگک سیدنی,نان سنگک ملبورن,نان سنگک لندن,نان سنگک در تورنتو, نویسنده: آدرین امیری تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 20:08

راه دیگری نیست ؛

یا باید عشق ما را انتخاب کند ، یا ما تنفر را .



پی نویس ز:


1)کاریکلماتور: کاریکاتور + کلمه
2)من ولی اینجوری برداشت میکنم : کاری + کلماتور
3)توضیح بیشتر 1 را در گوگل پیدا کنید!
4)توضیح بیشتر 2 ، به پسوند انگلیسی or توجه کنید !

برچسب: نویسنده: آدرین امیری تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 20:08

پریروز مامانم برای شام سالاد الویه درست کرده بود. ولی بسوزه پدر عادت زشت . مثل همیشه وقتی با دوستام میرم بیرون ، تا خودمونو سیر نکنیم ، بر نمیگردیم. اون شب هم بر طبق عادت ، رفتیم ساندویچو زدیم به بدن و برگشتیم خونه . معمولا من همیشه برای خوردن جا دارم ، ولی اون شب با کمال تعجب حتی ذره ای جا نداشتم و بر خلاف میل باطنی از خوردن شام با خانواده محروم شدم ! از طرفی هوس الویه هم کرده بودم . خلاصه که با کلی فکر کردن و محاسبات به این نتیجه رسیدم که ، یکمش میمونه و در نتیجه با خیال راحت رفتم خوابیدم ، به امید فردایی که بشینم ته الویه رو هم بیارم بالا !

برچسب: نویسنده: آدرین امیری تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 20:08




در اینستاگرام با نمایه w.i.t.r.i.n حضور دارم.
و منتظر هم هستم !

برچسب: کوتاه,لینک,کوتاهی مو,کوتاه کننده لینک گوگل,کوتاهی مو مدل پر,کوتاهی,کوتاهی مو مدل فارا,کوتاهی موی مردانه,کوتاهی مو در خانه,کوتاهی مو زنانه,کوتاهی مو مدل کلوش, نویسنده: آدرین امیری تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 20:08

یکی دو هفته ای بود از پر خوابی، شب ها خوابم نمی برد ...


دیشب کسی در خیابان نمانده بود که به خانه آمدم

ساعت سه صبح

بعد از سیاه پوش کردن مسجد برای محرم ...


دیشب تا صبح ، خواب کربلا می دیدم !



زیر نویس:

این پست ، به طرز عجیبی ، مخاطب دارد !
مخاطب جان ، ممنون که منظورمو گرفتی !!

برچسب: بی خوابی,بی خوابی شعر,بی خوابی در شب,بی خوابی شبانه,بی خوابی نوزاد,بی خوابی در سیاتل,بی خوابی به انگلیسی,بی خوابی نوزاد دو ماهه,بی خوابی نوزادان در شب,بی خوابی های عاشقانه, نویسنده: آدرین امیری تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 20:08

صفحه بندی